سایت گروه کوهنوردی و غارنوردی معراج

 گزارش صعود به سرماهو یخچال و کمان از وارنگه رود

1389/03/14-15

نویسنده گزارش: علی اصغر قاسمی     سرپرست برنامه:علی اصغر قاسمی 
      مسئول امداد و نجات:علی اصغر قاسمی      راهنما: مرتضی محرابی    

نام منطقه :
وارنگه رود
     قله کمان به ارتفاع 4250  متر

 

راه های دسترسی به منطقه با ذکر موقعیت و وضعیت ( آسفالت – خاکی ):

جاده چالوس- جاده دیزین - روستای وارنگه رود

مبدا حرکت:ساعت 11:30  صبح از میدان کرج

نحوه ی دستیابی به منطقه ( وسیله ی نقلیه عمومی ) :

به وسیله اتوبوسها و تاکسی های جاده چالوس تا سر جاده دیزین و وسایل نقلیه محلی و يا وسیله شخصی     

بهترین فصل صعود :بهار، تابستان،

 

   پوشش های سنگی منطقه ( زمین شناسی ): سنگهای رسوبی و پوسته  چین خورده زمین


نوع  گیاهان منطقه  : بومادران ،گزنه،چایی کوهی لاله وحشي،سرو،بيد،بادام وحشي و...     

جانوران منطقه :

روباه، بز کوهی، قوش، گراز،کلاغ، مارمولک، بزمجه، پرندگان شکاری و انواع حشرات

شرایط جوی در فصول مختلف :

بهار با هوای سرد و بارانی ،تابستان با هوای نیمه معتدل ، پاییز با هوای سرد و زمستان با هوای خیلی سرد و برفی و یخبندان

منابع دسترسی به آب : چشمه ها  و رودخانه ها ی بسیاری در فصول پر باران در مسیر وجود دارد

 

ارتفاعات و نقاط مهم منطقه:

 

آزاد کوه؛ واقع  در شمال

دماوند؛ واقع در شرق

نزدیکترین مراکز امدادی و درمانی :

هلال احمر کوهستانی کرج و دیزین


وسايل شخصی مورد نیاز :

چادر، کیسه خواب و لوازم کمپ دوروزه

کوله پشتی ،بارانی، کفش مناسب و لوازم مناسب در هر فصل


هزینه تقریبی اجراء برنامه:

کرایه ماشین در زمان استفاده گروه از سواری 60000 تومان

 

زمانبندی برنامه:

 

ساعت 11:20 در مقابل پاساژزکی خانی

ساعت شروع حرکت از ابتدای مسیر 11:30

ساعت 1:30 در روستای وارنگه رود

صرف نهار: 3:00

ادامه مسیر تا سا عت 4:50 تا محیط بانی

ساعت 7:30 استراحت

ساعت 9:30 یخچال کمان و زدن کمپ

7 صبح بیداری

8:30 حرکت به سمت قله 

10:50 قله سرماهو

11:30 قله یخچال

12:00 قله کمان

تا ساعت 2:00 صرف نهار و جمع کردن کمپ

تا ساعت  4:00 جستجوی کوهنورد گم شده

9:30 رسیدن به روستای وارنگه رود

 

اسامی نفرات شرکت کننده:

مرتضی محرابی ، جلال زارعی، علی اصغر قاسمی،

 

 

شرح مختصر صعود

با سلام خدمت همنوردان و دوستان عزیز

به همت مرتضی محرابی  تونستیم ظهر جمعه به سمت وارنگه رود حرکت کنیم و در ساعت 1:30 در روستا پیاده شدیم و راه قله را پیش گرفتیم؛ مسیر بسیار زیبا و قشنگ بود و مسیر رودخانه تنها مسیری بود که به سمت قله میرفت بعد از 1:30 دقیقه پیاده روی در امتداد رودخانه به یک جانپناه خوب برای استراحت رسیدیم ؛ تا اینجا مسیر پاکوب و کم شیب بود و بعد از ده دقیقه استراحت مسیر را ادامه دادیم و به سمت محیط بانی راه افتادیم؛ نیم ساعت مانده به محیط بانی مشغول صرف نهار شدیم و سریع این کار را تمام کرده و راه را ادامه دادیم 4:50 به محیط بانی رسیدیم و بعد از استراحت دوباره به راه زدیم و با دنبال کردن پاکوب های روی یال ها و راهنمایی دقیق مرتضی که چند تا کوهنورد دیگه هم ازش بی نصیب نماندند در ساعت 9:30 به دریاچه کمان رسیدیم و کمپ زدیم ؛ هوای خیلی سردی بود تا حدی که من دستهام دچار سرمازدگی شد و نمیتونستم به خوبی تکونش بدم ؛ با این همه با دیدن آزاد کوه در شمال دریاچه و قله کمان در جنوب آن دلگرمی خاصی گرفتیم و به چادر رفتیم ؛ بعد از خوردن چای و غذای شام من و جلال در یک چادر و مرتضی در چادر دیگر خوابیدیم و دوستان کوهنورد ما چهار نفری در چادر خودشان بودند و حتی با اصرار های زیاد ما حاضر نشدند به چادر مرتضی که یک نفر جای خالی داشت نقل مکان کنند؛ خلاصه بعد از گزراندن شب در ساعت 7:00 صبح بیدار شدیم ؛ و بعد از صرف یک صبحانه مفصل و چای ساعت 8:30 با سه تن از دوستان کوهنورد که با مسیر آشنایی نداشتند به سمت قله سرماهو حرکت کردیم ؛ از یال شمالی که در شرق دریاچه قرار دارد صعود را شروع کرده و بعد از گذشتن از یال به یک یخچال رسیدیم و از جبهه شمالی قله سرماهو بالا رفته بعد از گذشتن از گرده های سنگی  در ساعت 10:50 به قله رسیدیم ؛ و در بالای قله یک کوهنورد مسن را دیدیم که از دوستان خود جدا شده و قصد برگشتن را کرده بود و ما به او خسته نباشید گفتیم و برای وی آرزوی موفقیت کردیم و با دلگرمی اینکه بعد از پایین آمدن با سه نفر کوهنورد پشت سر ما برخورد میکند او را ترک کرده و به سمت قله یخچال به راه افتادیم و بعد از گذشتن از گردنه بین دو قله در ساعت 11:30 به قله یخچال رسیدیم ، بعد از گرفتن عکسهای یادگاری و تجدید قوا به راه خود ادامه دادیم ؛ در میان راه به دو کوهنوردی که دوستان همان کوهنورد مسن به نام مجید بودند رسیدیم و آنها از ما مسیر برگشت را جویا شدند و ما آنها را به پایین رفتن از روی یخچال تشویق کردیم و آنها بعد از بررسی این مسیر شروع به فرود رفتن کرده و به ما اطلاع دادند که مسیر برای فرود مناسب میباشد؛ ما نیز در ساعت 12:00 به قله کمان رسیدیم بعد از استراحت از همان مسیر به زیبایی تا نزدیکی دریاچه سر خوردیم و به کمپینگ خود رسیدیم، در حال آماده کردن چای و نهار بودیم که دیدیم یکی از همان دو کوهنورد از مسیر یال شمالی در حال پایین آمدن میباشد، ما از وی جویای حالش شدیم که با ناراحتی  گفت مجید را به احتمال قوی گم کرده است، ما به او گفتیم که مجید را روی قله سرماهو دیده ایم و پشت سر ما سه نفر دیگر هم در حال صعود بوده اند و ما فکر میکنیم که آنها یکدیگر را ملاقات کرده باشند اما در حال حاضر آنها کمپ خود را جمع کرده و رفته اند و احتمال دارد که دوست شما با آنها تا کمپ خودتان برگشته باشد، او هم گفت که به کمپ برمیگردد و در صورت پیدا نکردن وی باز میگردد، ما به او گفتیم که کار ما اینجا تا یک ساعت دیگر طول میکشد و اگر وی را مشاهده کردیم به او کمک میکنیم؛ بعد از گذشتن 1:20 ساعت در حالی که ما کوله های خود را بسته بودیم و آماده رفتن بودیم آن دو کوهنورد آمدند و گفتند که دوستشان را پیدا نکرده اند؛ ما از آنها پرسیدیم که آیا لوازم امداد و نجات همراه دارند یا نه و آنها گفتند که نداریم؛ ما تمام لوازم کمکهای اولیه و طنابهای انفرادی خود را با مقداری آب و غذا آماده کرده و آنها را به دو بخش تقسیم کردیم و خود به دو تیم تقسیم شدیم که من و جلال از میان یال شمالی که مسیر صعود بود به راه افتاده تا به محلی که آخرین بار وی را ملاقات کرده ایم برسیم و تیم دوم که متشکل از مرتضی و دو کوهنورد دیگر بودند از ابتدای یال به سمت دره پشت یال شمالی حرکت کردند؛ ما بعد از 45 دقیقه به بالای یال رسیدیم من بعد از اینکه به انتهای یخچال رسیدم یکی از دوستان مجید با من تماس گرفت و گفت که آنها صدایی را از انتهای دره میشنوند و من نیز به پایین دره حرکت کردم و بعد از گذشتن از سه یخچال وی را دیدم و مشاهده کردم که حالش خوب بود و چون یکی  از قله های  همجوار سرماهو را اشتباها دور زده بود خسته بود اما هنوز انرژی زیادی داشت و همراه من به بالای یال آمد؛ بدین گونه بود که توانستیم یک کار انسانی انجام دهیم و دوستانی جدید در کوهستان پیدا کنیم؛ بالاخره در ساعت 4:30 بعد از ظهر قصد برگشت کردیم و راه افتادیم و چون خیلی دیر شده بود و من نیز باید تا شب به کرج بر میگشتم خیلی تند و سریع حرکت کردیم به صورتی که تا رسیدن به روستا پاهایمان تاول زده بود؛ در ساعت 9:30 شب موفق به رسیدن به روستا شدیم و با راهنمایی روستایی های مهمان نواز یک سواری از آژانس تاکسی تهیه کرده و به کرج برگشتیم.

 با تشكر فراوان ازتمامي کسانی كه ما را در اين برنامه ياري نمودند و مرتضی محرابی برای راهنمایی و به انجام رساندن برنامه در کمترین زمان.



برگشت به آرشیو خبرها          گالری عکسهای این برنامه